آيا عدالتی برای معلولين اين قشر آسيب پذيرجامعه وجوددارد؟

  هنوز هم يادم می آيد که14 سال پيش زمانی که به عنوان مشاورمدارس بعداز قبولی در آزمون کتبی ومصاحبه تخصصی بانامه معاونت نيروی انسانی آموزش وپرورش راهی محل خدمتم دريکی ازمناطق محروم استان اردبيل شدم .

  با رفتار غيرقابل تصور رياست وقت آن منطقه که متاسفانه فعلا" ازيکی ازمديران مدافع دولت نهم دراردبيل است ومديريت اداره ای باخدمات وسيع را برعهده دارد مواجه شدم .ايشان مرا ازکارگزينی که ابلاغ جديد الاستخدامی خودرا تحويل آنها داده بودم به دفتر خود احضار وگفت راه برويد تامن ببينم و......انگار متخصص ارتوپدی بودند وانگار متخصص فيزيولوژی که به خود اجازه اين فضولی راداده بودند !! چه کار می شد انجام داد منهم راه رفتم تارئيس فضول قانع شود وبعد با يک حالت اکراهی ابلاغ مرا به دبيرستانی زدند ورفتم آنقدر تلاش کردم تا رويشان را کم کردم وبرای خود موقعيتی بسيار بالاتر ازسايرکارکنان درست کردم طوريکه حتی مدارس غيرانتفاعی دعوت به همکاری کردندو....

  بنده در تمام مراحل استخدام به نحوی تلاش ميکردم تامعلوليتم را بيان نکنم چراکه انگار معلول بودن جرم بود !!وانگار عامل تحقير وسرزنشی تلقی می شد وحتی ازخواستن برخی حقوق خود دراوايل صرف نظرميکردم چون می ترسيدم معلوليتم را بزرگ کنند ودرمسيری که درآن قدم برداشته بودم ناکامم گذارندوتا دوسال استخدام آزمايشی همين طوری بلی قربان بود تااينکه ازاين مقطع بگذرم وبه شکر خدا گذشتم .

  ولی سئوال من اين است آيا معلوليت جرم است ؟؟!!که اين گونه تاوانش را بپردازيم !!

  آيا فرديکه با 90درصد معلوليت با رتبه های خوب تحصيل وهمدوش وحتی بالاتر از همسن وسال خود تلاش کرده تا عزت خودرا حفظ کند مستحق اين دلهره واضطراب بود ؟؟!! يا بايستی مورد پذيرش وتکريم مسئولين قرار ميگرفت؟؟!!

  آيا اين بی عدالتيها هنوز ادامه ندارد ؟؟ آيا دلهای انسانهای مستحق تکريم وآبرومند هنوز هم با رفتارهای عجيب وناشيانه وگاها" مغرضانه برخی مديران نالايق درهم شکسته نمی شود ؟!

  من معتقدم معلولين ما در دو عرصه ظالمانه درگير هستند واين دو عرصه متاسفانه آنقدر ظالمانه است که حتی عده ای زيادی در همان ابتدا درهم شکسته می شوند !!

  1- يکی عرصه فقر فرهنگی موجوددر جامعه که متاسفانه حتی دربين مسئولين بهزيستی کرارا" ملاحظه می شود.!!

  2- ديگری محدوديتها ومشکلات عديده معيشتی –فيزيکی وروانی آنها

  من نمی دانم چرا مدعيان عدالت هنوز هم شاهد پرپر شدن غنچه های نوشکفته ای

  هستند که با زبان بی زبانی فرياد ميزنند ودر عنفوان اميد وبالندگی به موجودات وابسته

  تبديل می شوند!!

  آيا وقت آن نرسيده که حداقل قوانين موجود ناقص درمورد آنها اجرايی شوند؟؟!!