معلول و ترحم به او
12. خداوند تعالي در آيه 165 سوره انعام مي فرمايد «و او كسي است كه شما را خلفاي زمين قرار داد و از نظر درجه (دنيوي) بعضي از شما را بر بعضي، برتري داد تا در آن چه به شما داده است شما را بيازمايد.» همچنين، خداوند تعالي در آيه 31 سوره محمد مي فرمايد «و حتما حتما شما را مبتلا و امتحان مي كنيم تا مجاهدين و صابرين از شما، مشخص شوند.» يعني تفاوت در داشته هاي دنيوي مردم، براي امتحان مردم است و داشته هاي بيشتر به معناي امتحان بيشتر است. و امتحان مردم، براي غربال كردن مردم است.
13. ابتلاء ما به بلا و امتحان خدا از ما پيچيده و تو در تو و زنجيره اي است. يعني خداوند تعالي، ما انسان ها را به همديگر مبتلا مي كند و مي آزمايد. در ابتلاء و امتحان معلول، تنها شخص معلول، مورد امتحان نيست، بلكه بستگان، همسايگان، جامعه و دولت ها نيز مورد آزمون قرار مي گيرند. سخت ترين آزموني كه خداوند تعالي در مورد معلول از ما مي گيرد اين است كه مبادا به يك معلول، به چشم تحقير و ترحم نگاه كنيم. تحقير و ترحم به معلول، توهين به عظمت خداست زيرا از نظرگاه خداوند، هر شيئي، متقن و نيكوست.
14. با توجه به آيات 155 بقره و 31 محمد، معلوليت، يك نوع بلاء و ابتلاء براي امتحان مردم است. و در بين عرفاء بزرگوار، مشهور است كه « البلاء للولاء- يعني بلاء براي دوستان و اولياء خداست.» نتيجه جالب توجه اين مطلب، اين است كه پس معلوم مي شود همه كساني كه معلول به دنيا مي آيند، در قبل از به دنيا آمدن، يك نوع دوستي و محبت خاصي با خداوند تعالي داشته اند و مؤمناني كه در حين زندگاني دنيا معلول مي شوند، معلوليت آنها ابزاري براي ابراز و ظهور دوستي خدا با آنها در دنياست.
15. امور زندگي ما، نه جبر و نه اختيار كامل است بلكه ملغمه اي از جبر و تفويض و امري بين آن دو است. معلوليت نيز از اين قانون، جدا نيست. بعضي از معلوليت ها، جبري و تقديري است؛ يعني شخص معلول، هيچ دخالتي در ايجاد آ ن نداشته است؛ مثل معلوليت هاي مادرزادي. اما بعضي از معلوليت ها نيز در حيطه تدبير انسان و قابل كنترل است؛ مثل معلوليت هاي ناشي از تصادفاتي كه خود ما مقصريم. در اين معلوليت ها، اگر چه خود ما مقصريم، ولي در صورت صبر و رضايت، مشمول الطافي كه خداوند به يك معلول جبري دارد، خواهيم شد.
16. خداوند تعالي در وصف پاداش كسي كه روزه بگيرد فرموده است كه پاداش او خود من هستم. يعني شخص روزه دار، با نخوردن و با ترك كارهايي كه مي تواند انجام دهد و نمي دهد، پاداشي مثل خود خدا دارد. به بيان بهتر، خداوند تعالي از روزه دار، غذا و بعضي از اعمالي كه مي تواند انجام دهد و نمي دهد را مي گيرد ولي در عوض، خودش را به او مي دهد و در او تجلّي ميكند. معلوليت، مثل يك روزه است و معلول، روزه دار است. معلوليت يك نوع نخوردن و نداشتن و امساك و خودداري است (به شرطي كه با صبر و رضايت باشد) و پاداش چنين شخصي، تجلي خدا در وجود اوست.
17. خداوند تعالي فرموده است كه «ما شاء الله لا قوه الا بالله» يعني آن چه خدا بخواهد(انجام مي شود) و هيچ قوه اي در عالم وجود نيست مگر به خدا». انسان هاي سالم، با واسطه اعضاء و اندام، اين قوه الهي را در امور زندگي، خرج و مصرف مي كنند. ولي يك شخص معلول، در بعضي از اعضاء خود، چنين امكاني را ندارد؛ پس گذران و گردش امور زندگي و تاثير و توليد يك معلول از طريق عضو و اندام نداشته، به مفهوم اين است كه خداوند تعالي در وجود يك معلول، ظهور و تجلي بيشتري دارد.
18. هر معلول، با توجه به نوع معلوليتش، تجلي خاصي از يكي از وجوه رحمتهاي خاص الهي است. به بيان ديگر و بهتر، جامعه معلولان، جايگاهي براي تجلي خاص رحمت خداوندي است. و كساني كه مشمول رحمت خاص خداوند هستند از هر گونه ترحم، بي نيازند. ترحم، براي كساني است كه از رحمت خاص الهي به دورند.
19. زندگي انسان ها، ملغمه اي از تقدير الهي و تدبير انساني است. تدبيرات انساني، به وسيله ابزارهايي كه خداوند تعالي به امانت در اختيار ما قرار داده است انجام مي شود. ولي يك شخص معلول، به دليل معلوليت و كمبود در ابزار جسماني، درصد تقدير الهي بيشتري نسبت به تدبير شخصي خود دارد. يعني، خداوند تعالي، وكيل اجراء و گذران امور زندگي يك معلول است؛ و اين مطلب نيز، گوياي نزديكتر بودن خداوند به يك معلول است.
20. وجود يك معلول در اطراف ما، تذكر عيني خداوند تعالي به ماست كه مبادا متكبر و مغرور شويم و خود را بالاتر و برتر بدانيم. اين پيام، حامل اين نكته است كه معلوليت، در بيخ گوش توانايي و زيبايي ظاهري ما و قرين آن است. اين پيام، پيام خدا براي همه بشريت است. زيرا خداوند تعالي، يكي را برابر همه و همه را برابر با يكي مي داند. اما براي تذكر بيشتر، به جاي يك معلول، تعداد معلولان و تنوع معلوليتها را زياد كرده است به طوري كه تمام خانواده ها، به نوعي با معلول و معلوليت، همراه و همزاد هستند.