معلول و ترحم به او

11. يكي از تقديرات محكم و قطعي خداوند تعالي كه به هيچ عنوان تعطيل نمي شود اين است كه فرموده است «ما حتما حتما شما را به چيزي از ترس، گرسنگي، كمبود اموال و نفوس و ثمرات، ابتلا مي كنيم و مي آزماييم و بشارت باد بر كساني كه صبر مي كنند».  در اين كلام، خداوند به آزمايش مردم از طريق كمبود در اموال و انفس، اشاره مي كند. از طرفي با توجه به نكات قبلي، بدن انسان، جزئي از اموال و دارايي انسان است و خداوند تعالي ممكن است قسمتي از آن را در قبل از به دنيا آمدن يا در پس از به دنيا آمدن، از انسان بگيرد تا او را امتحان كند. و يك معلول، علاوه بر ابتلاء و امتحان در كمبود اموال، با توجه به ترس ناشي از نداشتن يك عضو و ثمرات به دست نيامده از آن عضو، و درآمد كمتر به علت معلوليت، مشمول ابتلا و امتحان در ترس، گرسنگي و ثمرات هم مي شود.
12. خداوند تعالي در آيه 165 سوره انعام مي فرمايد «و او كسي است كه شما را خلفاي زمين قرار داد و از نظر درجه (دنيوي) بعضي از شما را بر بعضي، برتري داد تا در آن چه به شما داده است شما را بيازمايد.»  همچنين، خداوند تعالي در آيه 31 سوره محمد مي فرمايد «و حتما حتما شما را مبتلا و امتحان مي كنيم تا مجاهدين و صابرين از شما، مشخص شوند.»  يعني تفاوت در داشته هاي دنيوي مردم، براي امتحان مردم است و داشته هاي بيشتر به معناي امتحان بيشتر است. و امتحان مردم، براي غربال كردن مردم است.
13. ابتلاء ما به بلا و امتحان خدا از ما پيچيده و تو در تو و زنجيره اي است. يعني خداوند تعالي، ما انسان ها را به همديگر مبتلا مي كند و مي آزمايد.  در ابتلاء و امتحان معلول، تنها شخص معلول، مورد امتحان نيست، بلكه بستگان، همسايگان، جامعه و دولت ها نيز مورد آزمون قرار مي گيرند. سخت ترين آزموني كه خداوند تعالي در مورد معلول از ما مي گيرد اين است كه مبادا به يك معلول، به چشم تحقير و ترحم نگاه كنيم. تحقير و ترحم به معلول، توهين به عظمت خداست زيرا از نظرگاه خداوند، هر شيئي، متقن و نيكوست.
14. با توجه به آيات 155 بقره و 31 محمد، معلوليت، يك نوع بلاء و ابتلاء براي امتحان مردم است. و در بين عرفاء بزرگوار، مشهور است كه « البلاء للولاء- يعني بلاء براي دوستان و اولياء خداست.»  نتيجه جالب توجه اين مطلب، اين است كه پس معلوم مي شود همه كساني كه معلول به دنيا مي آيند، در قبل از به دنيا آمدن، يك نوع دوستي و محبت خاصي با خداوند تعالي داشته اند و مؤمناني كه در حين زندگاني دنيا معلول مي شوند، معلوليت آنها ابزاري براي ابراز و ظهور دوستي خدا با آنها در دنياست.
15. امور زندگي ما، نه جبر و نه اختيار كامل است بلكه ملغمه اي از جبر و تفويض و امري بين آن دو است. معلوليت نيز از اين قانون،‌ جدا نيست. بعضي از معلوليت ها، جبري و تقديري است؛ يعني شخص معلول، هيچ دخالتي در ايجاد آ ن نداشته است؛ مثل معلوليت هاي مادرزادي. اما بعضي از معلوليت ها نيز در حيطه تدبير انسان و قابل كنترل است؛ مثل معلوليت هاي ناشي از تصادفاتي كه خود ما مقصريم. در اين معلوليت ها، اگر چه خود ما مقصريم، ولي در صورت صبر و رضايت، مشمول الطافي كه خداوند به يك معلول جبري دارد، خواهيم شد.
16. خداوند تعالي در وصف پاداش كسي كه روزه بگيرد فرموده است كه پاداش او خود من هستم.  يعني شخص روزه دار، با نخوردن و با ترك كارهايي كه مي تواند انجام دهد و نمي دهد، پاداشي مثل خود خدا دارد. به بيان بهتر، خداوند تعالي از روزه دار، غذا و بعضي از اعمالي كه مي تواند انجام دهد و نمي دهد را مي گيرد ولي در عوض، خودش را به او مي دهد و در او تجلّي ميكند. معلوليت، مثل يك روزه است و معلول، روزه دار است. معلوليت يك نوع نخوردن و نداشتن و امساك و خودداري است (به شرطي كه با صبر و رضايت باشد) و پاداش چنين شخصي، تجلي خدا در وجود اوست.
17. خداوند تعالي فرموده است كه «ما شاء الله لا قوه الا بالله»  يعني آن چه خدا بخواهد(انجام مي شود) و هيچ قوه اي در عالم وجود نيست مگر به خدا». انسان هاي سالم، با واسطه اعضاء و اندام، اين قوه الهي را در امور زندگي، خرج و مصرف مي كنند. ولي يك شخص معلول، در بعضي از اعضاء خود، چنين امكاني را ندارد؛ پس گذران و گردش امور زندگي و تاثير و توليد يك معلول از طريق عضو و اندام نداشته، به مفهوم اين است كه خداوند تعالي در وجود يك معلول، ظهور و تجلي بيشتري دارد.
18. هر معلول، با توجه به نوع معلوليتش، تجلي خاصي از يكي از وجوه رحمتهاي خاص الهي است. به بيان ديگر و بهتر، جامعه معلولان، جايگاهي براي تجلي خاص رحمت خداوندي است. و كساني كه مشمول رحمت خاص خداوند هستند از هر گونه ترحم، بي نيازند. ترحم، براي كساني است كه از رحمت خاص الهي به دورند.
19. زندگي انسان ها، ملغمه اي از تقدير الهي و تدبير انساني است. تدبيرات انساني، به وسيله ابزارهايي كه خداوند تعالي به امانت در اختيار ما قرار داده است انجام مي شود. ولي يك شخص معلول، به دليل معلوليت و كمبود در ابزار جسماني، درصد تقدير الهي بيشتري نسبت به تدبير شخصي خود دارد. يعني، خداوند تعالي، وكيل اجراء و گذران امور زندگي يك معلول است؛ و اين مطلب نيز، گوياي نزديكتر بودن خداوند به يك معلول است.
20. وجود يك  معلول در اطراف ما، تذكر عيني خداوند تعالي به ماست كه مبادا متكبر و مغرور شويم و خود را بالاتر و برتر بدانيم. اين پيام، حامل اين نكته است كه معلوليت، در بيخ گوش توانايي و زيبايي ظاهري ما و قرين آن است. اين پيام، پيام خدا براي همه بشريت است. زيرا خداوند تعالي، يكي را برابر همه و همه را برابر با يكي مي داند.  اما براي تذكر بيشتر، به جاي يك معلول، تعداد معلولان و تنوع معلوليتها را زياد كرده است به طوري كه تمام خانواده ها، به نوعي با معلول و معلوليت، همراه و همزاد هستند.

زندگی عاشقانه یک زوج معلول

احمد و فاطمه هر دو 26 سال دارند اما احمد دو دست ندارد و فاطمه دو پا. احمد با دستاني که ندارد حياط خانه را آبياري مي‌کند، جارو مي‌کشد، خانه را مرتب مي‌کند و فاطمه هم‌روي صندلي چرخدار براي شوهرش آشپزي مي‌کند، ظرف‌ها را مي‌شويد و گردگيري مي‌کند....

اين زوج معلول در گوشه‌اي از آسايشگاه کهريزک و در شهرکي مسکوني که قطعه‌اي از بهشت ناميده مي‌شود، زندگي مي‌کنند؛ شهرکي که با خانه‌هايي يک شکل درست شده و بيش از 45 زوج معلول سال‌هاست در آنجا سکونت دارند و زندگي مشترکشان را در سايه همدلي و صميميت سپري مي‌کنند.


احمد نقاشي مي‌کند، در معرق‌کاري استاد است و در اجراي تئاتر و خواندن در نوع خودش بي‌نظير. فاطمه هم همين طور. او هم اهل هنر است و ذوق هنري دارد. احمد از‌روزگار کودکي خود اين‌گونه مي‌گويد: «پدر و مادرم مرا به بهزيستي سپردند و کودکي من در شيرخوارگاه گذشت. از همان ابتدا فهميدم که جز خدا هيچ‌کس را ندارم اما حالا با وجود فاطمه همه چيز دارم.»

احمد دست ندارد اما حلقه ازدواجش را با زنجير به گردنش آويخته تا پيوندش را با همسرش محکم‌تر کند. او عاشق همسرش است و مي‌گويد: «4 سال پيش، صبح يک‌روز پاييزي وقتي داشتم به کلاس مي‌رفتم فاطمه را ديدم که توي آسايشگاه‌روي ويلچر نشسته بود. وقار و سنگيني‌اش توجهم را جلب کرد و اين بود که توسط يکي از دوستانم از او خواستگاري کردم.» اما فاطمه چه چيزي در احمد ديد که به خواستگاري او جواب بله گفت؟ فاطمه مي‌گويد: «وقتي غرور مردانه‌اش را ديدم، نتوانستم جواب رد بدهم. حالا هم از اينکه در کنار شوهرم و با امکاناتي که آسايشگاه کهريزک برايمان در نظر گرفته، راحت زندگي مي‌کنم بسيار خوشحالم.»

احمد همه زندگي‌اش را سرشار از اميد مي‌داند؛ به ويژه از وقتي که با فاطمه عهد زناشويي بسته است. احمد مي‌گويد: «وقتي حتي دو تا انگشت پا داري و با آن مي‌تواني کار کني يا دو تا چشم داري که مي‌تواني زيبايي‌هاي زندگي را ببيني، يعني هستي و اين بودن يعني اميد.»

معلوليت محدوديت نيست

احمد از اينکه معلول است اصلا ناراحت نيست. خودش مي‌گويد: «اتفاقا خيلي هم خوشحالم. احساس مي‌کنم پيش خدا‌رو سفيدم. خدا من را خيلي دوست دارد. محال است از او چيزي بخواهم و ندهد. وقتي مي‌دانم خدا وجود دارد و پناه من است، چرا اميدوار نباشم؟ همه مي‌گويند «خدا» اما من معتقدم «خود آ» کافي است تا خودت را بشناسي و يک آه از ته دل بکشي. آن وقت خيلي راحت حضورش را از نزديک حس مي‌کني.»

فاطمه هم گفته‌هاي همسرش را تاييد مي‌کند و ادامه مي‌دهد: «معلوليت شايد سخت باشد اما محدوديت نيست. البته مقوله ازدواج در افراد معلول موضوع مهم و پيچيده‌اي است چرا که پيدا کردن يار و همراه زندگي که شرايط تو را به عنوان يک معلول بپذيرد، بسيار مشکل است اما در زندگي مشترک خيلي از اين محدوديت‌ها به چشم نمي‌آيد و براي زن و شوهر فارغ از معلوليت‌شان فرصتي براي تجربه‌هاي تازه و لذت‌بخش است. از طرفي اگر زن و شوهر با وجود معلوليت که يک ويژگي مشترک هر دوي آنهاست، همديگر را درک نکنند خيلي زود به بن بست مي‌رسند.»


آن‌روي سـکـه

دکتر حسين اسدي، روان‌شناس، معتقد است ازدواج فقط مخصوص افراد سالم و توانا نيست و افراد معلول هم در برهه‌اي از زندگي نياز به همدم و همراهي براي زندگي مشترک خود دارند اما متاسفانه توجه خاصي به ازدواج معلولان از سوي سازمان‌هاي مختلف نمي‌شود. وي مي‌افزايد: «ازدواج يک امر کاملا طبيعي و مساله تشکيل خانواده يکي از مسائل غريزي و فطري تمامي موجودات کره خاکي و پاسخگويي به يک نياز اجتماعي است و در تمامي اديان الهي و دور‌ه‌‌ها به اين پديده با ديده احترام و اهميت نگريسته شده است.» دکتر اسدي ادامه مي‌دهد: «اگر به‌روند زندگي هر انسان نگاه كنيم، مي‌بينيم كه اكثر اهدافي كه در زندگي دنبال مي‌كند به اين ختم مي‌شود كه بتواند ‌روزي به درجه‌اي از تكامل برسد و تشكيل خانواده دهد. اين حرف به اين معنا نيست كه انسان زندگي مي‌كند تا ازدواج كند و به نيازهاي جنسي و‌ روحي خود پاسخ دهد، چرا كه تنها بخشي از ازدواج پاسخ به اين نيازهاست. ازدواج به نوعي اعلام تكامل انسان است؛ تكامل از لحاظ اقتصادي، فكري، عاطفي، جنسي و.. . که نمي‌توان آن را ناديده گرفت.» وي تاکيد مي‌کند: «يك معلول جسمي- حركتي چه از لحاظ عاطفي و چه از نظر ارگانيسم دروني بدن مانند يك انسان سالم است و در دهه سوم زندگي تمايل به انتخاب همسر در او پديدار مي‌شود و دغدغه‌اي پيدا مي‌كند كه تا حدودي ساير دغدغه‌هايش را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. از اين منظر ازدواج مي‌تواند به عنوان يك انگيزه در زندگي معلول نقش مثبت ايفا كند. در واقع پذيرش ضرورت ازدواج چه از سوي خود معلول و چه از سوي جامعه مرحله‌اي از تكامل اوست. به عبارتي وقتي معلول پذيرفت كه مي‌تواند ازدواج كند، به اين باور مي‌رسد كه آينده‌اي در انتظار اوست و اين آينده را بايد ساخت و ساخت آينده نيازمند پشتوانه اقتصادي، موقعيت اجتماعي، تحصيلات، شغل و... است.»


تاثير مثبت ازدواج صحيح در زندگي معلولان

اين عضو هيات علمي دانشگاه ادامه مي‌دهد: «نگاه به آينده همان‌طور كه عامل محرك هر انساني است معلول را نيز به تحرك و پويايي وا مي‌دارد. اينجاست كه معلول از آينده و فكر كردن به آن هراس ندارد و مانند سايرين به آن مي‌انديشد و برايش برنامه‌ريزي مي‌كند. در عين حال، آينده‌محوري تاثير مثبتي در زندگي معلول مي‌گذارد. وقتي يك معلول پذيرفت كه ممكن است مورد انتخاب قرار گيرد، به زيبايي ظاهر مي‌انديشد و سعي مي‌كند در جامعه آراسته حاضر شود. وقتي يك معلول پذيرفت كه او نيز مانند ديگران مي‌تواند از طريق ارتباطات اجتماعي و شغلي‌روزمره نظر كسي را به خود جلب كند، در زمينه آداب اجتماعي مطالعه مي‌كند.»

آيا معلولان بايد فقط با معلولان ازدواج کنند؟

عضو هيات علمي دانشگاه در پاسخ به اين سوال که شايد اولين سوالي است كه زوج مناسب يک فرد معلول چه کسي خواهد بود، مي‌گويد: «اين سوال مهمي است که معلول بايد با چه كسي ازدواج كند؟ معلول يا سالم؟ بديهي است هر پاسخي كه به اين سوال داده شود، بايد مورد بررسي قرار گيرد. ممكن است فردي معتقد باشد يك معلول بايد با يك انسان سالم ازدواج كند و وقتي از او بپرسيم چرا بگويد كه اين انسان سالم مي‌تواند كاستي‌ها و ناتواني‌هاي همسرش را جبران كند و كمك‌حالش باشد. اينجا بايد گفت كه ممكن است اين گفته در ظاهر خيلي خوب و ايده‌آل باشد. اما نگاه به يك همسر به عنوان يك پرستار و مراقب، نگاه خودخواهانه‌اي است و اين مي‌تواند زندگي مشترک را نابود کند. به عبارتي، وقتي فردي ازدواج مي‌كند يك سري نيازهاي‌روحي، ‌رواني، عاطفي و جنسي دارد كه مي‌خواهد با ازدواج به آنها پاسخ دهد و اكثر شكست‌‌هاي زندگي زناشويي هم به دليل برآورده نشدن همين نيازهاست. حال بايد ديد در زندگي يك فرد سالم و يك فرد معلول، اين نيازها تا چه حد برآورده مي‌شود و اين نكته را نيز مد نظر داشت كه سركوب نيازها تهديدي است براي سلامت زندگي زناشويي.» وي يادآور مي‌شود: «فرد سالمي را در نظر بگيريد كه با يك معلول ازدواج مي‌كند. اين فرد سالم خواسته‌هايي دارد كه شايد همسر معلولش به واسطه محدوديت جسمي نتواند به خوبي آنها را برآورده كند و اين سركوب نياز در درازمدت، آثار منفي جدي در زندگي خواهد داشت يا برعكس يك فرد معلول به واسطه زندگي متفاوت و مشكلاتي كه تاكنون داشته، نيازمند كسي است كه او را بفهمد، معلوليت او را درك و مشكلات يك معلول را حس كند و فقط كسي از عهده اين درك برمي‌آيد كه خود معلوليت و محدوديت چشيده باشد. البته ممكن است عده‌اي بگويند آيا زندگي دو معلول با هم زير يك سقف امكان‌پذير است و آيا دو معلول از پس يك زندگي برمي‌آيند؟

در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه نمي‌توان دراين‌باره حكم قطعي صادر كرد كه هر معلولي با هر شرايطي مي‌تواند با معلول ديگري ازدواج كند. در ازدواج معلولان بايد توانايي‌‌ها و ضعف‌هاي دو طرف سنجيده شود كه آيا يكي از آنها مي‌تواند ضعف ديگري را جبران كند يا نه و در صورت مثبت بودن جواب، ازدواج به صلاح است ولي اگر ضعف‌هاي طرفين ضعف ديگري را شدت بخشد نمي‌توان جوازي براي اين ازدواج صادر كرد. نمونه بارز اين مقوله، زندگي مشترک احمد و فاطمه است که هر دو معلول هستند و نواقص يکديگر را هم‌پوشاني مي‌کنند.»


پرهيز از نااميدي و ‌روياپردازي

دکتر اسدي اضافه مي‌کند: «ازدواج يک معلول تصميم بسيار بااهميتي است و نبايد سطحي و به صرف تشکيل خانواده به آن نگاه کرد. در واقع معلولان بايد از دو چيز پرهيز كنند؛ نااميدي و ‌روياپردازي چرا که اين دو نگاه افراطي و تفريطي هر دو با يك نگاه دقيق و واقع بينانه به خود از ميان خواهد رفت. البته نمي‌توان اين موضوع را ناديده گرفت که رفع موانع ازدواج معلولان بايد توسط سازمان‌هاي مختلف اعم از بهزيستي، ngo‌ها و مسوولان امر صورت گيرد چرا که تصويب قوانين مناسب، اجراي صحيح و کارآمد و نظارت خوب بر اجراي آنها مي‌تواند در تسهيل ازدواج معلولان موثر باشد.

در اين بين نقش انکارناپذير خانواده‌ها را نمي‌توان ناديده گرفت زيرا خانواده افراد معلول مي‌توانند با فراهم كردن شرايط مناسب و تشويق افراد معلول به تشکيل خانواده نقش مهمي در ‌روند ‌رو به رشد ازدواج معلولان ايفا کنند و اين نقش مي‌تواند بسيار موثرتر از قوانين و کارهاي اجرايي دستگاه‌ها و سازمان‌هاي مختلف باشد.

نابینایی

تعریف نابینایی:
نابینایی عبارت است از کاهش بینایی به حدی که مانع اشتغال فرد با اتکای خود می‌شود، یا فرد را برای زندگی وابسته به دیگران یا وسایل کمکی نماید. نابینایی در اثر بعضی بیماریها در انسان پدیدار می‌شود.
مقدمه
آیا هیچ می‌دانید که در جهان حدود 40 میلیون نابینا زندگی می‌کنند؟ نابینایی درجه‌های بسیار گوناگونی دارد. برخی هرگز نور را نمی‌بینند؛ بعضی دیگر فقط می‌توانند نور را از تاریکی تشخیص دهند. در میان نابینایان عده‌ای هم هستند که از دید ناچیزی برخوردارند. از این همه نابینایی که در جهان زیست می‌کنند، فقط درصد اندکی کور مادرزاد هستند. کور متولد شدن ، پدیده‌ای است که هنوز علل آن را کاملا درنیافته‌ایم. بسیاری از افراد ادعا می‌کنند دید چشمانشان کم شده است.
کاهش دید ، 20 درصد میانسالان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کاهش دید معادل نابینایی کامل نیست. نابینایی به این معنی است که دقت بینایی فرد با اصلاح عدسی ، بهتر از 20.2 نبوده یا میدان بینایی او بسیار محدود شده و به کمتر از 20 درجه رسیده است. هر کس ممکن است به کاهش دید مبتلا شود، چون بیماریها و صدمات مختلفی می‌توانند باعث کاهش دید شوند. به دلیل اینکه بیماریهایی مثل تخریب ماکولای چشم ، آب سیاه و آب مروارید در افراد مسن بیشتر دیده می‌شود، بنابراین کاهش دید و نابینایی در افراد بالای 45 سال شیوع بیشتری دارد.
نابینایی در افراد مبتلا به دیابت ، قابل پیشگیری می‌باشد. نابینایی پس از تولد بیشتر بر اثر بیماریهای چشمی رخ می‌دهد؛ گاهی هم یک بیماری عمومی ، مانند بیماری قند یا مننژیت ، ممکن است عامل کوری باشد. حادثه و انفجار ، دو عامل دیگرند برای نابینا ساختن چشم. در کشورهایی که مردم به دلیل بالا بودن سطح زندگی و داشتن مراقبتهای خوب پزشکی عمر طولانی می‌کنند، پیری مسایلی برای چشم پدید می‌آورد.
علل نابینایی
اهمیت نسبی علل مختلف کوری بسته به سطح توسعه اجتماعی در نواحی جغرافیایی مورد مطالعه تفاوت می‌کند. در ممالک در حال توسعه ، کاتاراکت شایعترین علت است و البته تراخم ، جذام ، انکوسرکیازیس و گزروفتالمی ، نیز از علل مهم می‌باشند. در کشورهای توسعه یافته‌تر ، نابینایی به میزان زیادی به فرآیند پیری بستگی دارد. سایر علل عبارتند از: رتینوپاتی دیابتی ، جداشدگی شبکیه و بیماریهای دژنراتیو ارثی شبکیه.
کاتاراکت
کاتاراکت (آب مروارید) حدود 50 درصد موارد نابینایی را در سراسر جهان تشکیل می‌دهد. در بسیاری از کشورهای در حال توسه ، تسهیلات موجود برای درمان کاتاراکت کافی نیستند. کاتاراکت به کدورت عدسی گفته می‌شود. پیری شایع‌ترین عامل کاتاراکت است. اما بسیاری از عوامل دیگر می‌توانند دخیل باشند مانند سموم ، بیماریهای سیستمیک و وراثت. اگر شیوه‌های طبی یافت شوند که بتوانند ایجاد کاتاراکت را 10 سال به عقب بیندازند، تخمین زده می‌شود که تعداد افراد نیازمند به جراحی 45 درصد کاهش یابد. علت آب مروارید بطور کامل مشخص نشده است، اما عدسیهای مبتلا دچار رسوبات پروتئینه‌ای هستند که پرتوهای نور را متفرق می‌کنند و شفافیت آن را کاهش می‌دهند و در صورت عدم درمان و جراحی ، فرد دچار نابینایی می‌شود.
تراخم
تراخم باعث کراتوکنژنکتیویت دو طرفه عموما در کودکان می‌شود. در صورت شدید بودن منجر به کوری خواهد شد. این بیماری حساسیتی ناشی از حساسیت تأخیری به فرآورده‌های باکتریال مثل باسیل سل می‌باشد که باعث ایجاد زخم در قرنیه چشم می‌شود. در حدود 400 میلیون نفر در جهان تراخم دارند. تراخم را می‌توان با سولفونامیدها یا آنتی بیوتیکهای مختلف نظیر تتراسایکلین یا اریترومایسین ، درمان کرد. اما پیشگیری از گسترش عفونت با ارائه تسهیلات بهداشتی ، مؤثرتر از درمان است.
جذام
جذام 16 - 15 میلیون نفر را در جهان گرفتار ساخته و گرفتاریهای چشمی آن بالاتر از هر بیماری سیستمیک دیگر است. تا 10 درصد بیماران جذامی در اثر بیماری کور می‌شوند. لکه‌های بد نامی اجتماعی که به پیشانی جذامیها می‌خورد، درمان آن را با دشواری مواجه می‌کند، اما داروهای مؤثر و احتمال تهیه واکسن برای آن وجود دارد.
اونکوسرکیازیس
این بیماری از طریق گزش پشه سیاه منتقل می‌شود که در رودخانه‌های جاری تخمگذاری می‌کند (به همین دلیل نام کوری رودخانه به آن اطلاق می‌شود.) در سراسر جهان 28 میلیون نفر مبتلا به این بیماری هستند و 20 درصد افراد مناطق بومی در اثر بیماری کور می‌شوند. پیشگری از بیماری با ریشه کن کردن حشره ناقل و درمان با ivermectin ، انجام می‌شود.
گزروفتالمی
گزوفتالمی ناشی از کمبود ویتامین A است. از نظر بالینی ، خشکی ملتحمه همراه با لکه‌های مشخص Bitot و نرم شدن قرنیه وجود دارد که منجر به سوراخ شدن قرنیه می‌شود. سوء تغذیه پروتئین باعث شعله‌ور شدن بیماری و مقاوم شدن آن نسبت به درمان شود. گزوفتالمی ، یک علل شایع کوری در شیر خواران است. شیر خواران گرفتار اغلب به بزرگسالی نمی‌رسند. گزوفتالمی را می‌توان با بهبود عمومی تغذیه یا ویتامین A مکمل ، پیشگیری کرد.
سایر علل نابینایی
بیماریهای ارثی علل مهم نابینایی هستند، اما به تدریج میزان بروز آنها در پاسخ به تلاشهای مشاوران ژنتیک برای آگاهی عمومی از ماهیت قابل پیشگیری این بیماریها باید کم شود. در ضمن در افراد بالای 65 سال اختلالات شبکیه ،‌ گلوکوم (آب سیاه) ، ‌دیابت و بیماریهای عروقی باعث ایجاد نابینایی می‌شوند.
توانبخشی نابینایان
هدف از توانبخشی ، توانا کردن بیمار به یک زندگی تقریبا تا حد ممکن است. نابینایی لزوما به معنای بی‌یاور بودن نیست. انطباق مشخصی با اختلال یا کوری کامل ، بسته به سن شروع ، مزاج ، آموزش و منابع مالی ، متفاوت است. برای مثال بیماران مسن‌تر ممکن است با شکیبایی کامل با کوری برخورد کنند. بسیاری از خدمات ویژه و وسایل اپتیک و غیر اپتیک وجود دارند. آشکار است که مسئولیت پزشک با تشخیص ، پیشگیری و درمان اختلالات چشمی منجر به نابینایی پایان نمی‌یابد. پزشک باید نسبت به واکنشهای شدید افسردگی که ممکن است رخ دهد، هوشیار باشد. بخصوص وقتی هنوز بینایی وجود دارد، باید به بیمار در انطباق با کوری کمک شود.
بریل Braille
این سیستم بسیار مؤثر خواندن برای نابینایان در سال 1825 معرفی شد. حروف بریل تشکیل می‌شوند از نقطه‌های برجسته‌ای که در دو تا سه ستون مرتب شده‌اند. رمز بریل بین‌المللی در سال 1951 معرفی شد. بریل امروزه کمتر از گذشته استفاده می‌شود، زیرا بسیاری از نابینایان وسایل سمعی را برای مقاصد خبرگیری و تفریحی ترجیح می‌دهند. اما اخیرا در دسترس بودن سیستمهای قابل حمل ذخیره اطلاعات همراه با ورودی رمزهای بریل و پرونده‌هایی به شکل و خط موسوم به خط بریل ، علاقه به آنرا دوباره احیا کرده است.
وسایل الکترونیکی برای نابینایان
Optacon یک وسیله الکترونیکی است که تصاویر حروف را به شکلهای قابل لمس تبدیل می‌کند. حمل آن راحت است و تقریبا برای هر نوع مطالب خواندنی قابل استفاده است. امروزه وسایل کمکی سمعی نیز اهمیت قابل توجهی پیدا کرده است مانند ماشین حساب ، ساعت و پول شناسهای سخنگو.
شیوع نابینایی در جهان
سازمان بهداشت جهانی (WHO) تخمین می‌زند در حال حاضر 35 - 27 میلیون نابینا در جهان زندگی می‌کنند. 90 درصد نابینایان جهان در ممالک در حال توسعه و عمدتا در آسیا و آفریقا می‌باشد که اغلب در جوامع محروم و در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. خطر کوری در بسیاری از این جوامع فراموش شده 40 - 10 برابر بیشتر از مناطق صنعتی توسعه یافته اروپا و آمریکا می‌باشند.
برنامه سازمان بهداشت جهانی برای پیشگیری از نابینایی
سازمان بهداشت جهانی ، برای پیشگیری از نابینایی ، مراکزی در 60 کشور در حال توسعه مستقر ساخته است. تا با مطالعات گروهی ، اطلاعات صحیح اپیدمیولوژیک بدست ‌آیند تا پایه ریزی برای برنامه ریزی هدفدار ، اجرا و ارزیابی صحیح برنامه‌های پیشگیری از نابینایی انجام گیرد.
منبع: دانشنامه ی رشد

 

کارگاه صنایع دستی

کارگاه صنایع دستی ویژه ناشنوایان و وابسته به جامعه معلولین شهرستان بافق حدود دو سال پیش در این مؤسسه آغاز به کار نموده و تا کنون موفقیتهای نسبتا خوبی هم داشته است .

مدیریت این کارگاه را جناب آقای مصطفی نصیری بر عهده گرفته است و تا کنون هم به خوبی این کارگاه را اداره کرده است.

با تشکیل کارگاه صنایع دستی پنج نفر از معلولین ناشنوای دختر در این کارگاه مشغول به کار شدند که برای آنان هم از نظر اقتصادی و به ویژه از نظر روحی روانی  بسیار مؤثر بوده است. به این عزیزان ماهانه مبلغی به عنوان دستمز داده می شود که برای آنان حس استقلال  و وابسته نبودن به خانواده دست ميí دهد و همچنین با دور هم جمع شدنشان و بیکار نبودنشان و... باعث می شود از نظر روحی و روانی هم تإثیر بسیار خوبی در روحیه آنان داشته باشد .

ساعت کار کارگاه هرروز صبح از ساعت 7/5 الی 13 می باشد .

باید متذکر شد کالاهایی که در این کارگاه تولید می شود برای فروش نیاز به بازاريابی دارد که بدین منظور هر ساله تعدادی نمایشگاه  به نام نمايشگاه صنایع دستی معلولین در نقاط مختلف شهر احداث می شود که ازآن جمله نمايشگاه در سالن جهاد-نمايشگاه در پارك آهنشهر-نمايشگاه در پاركينگ امام زاده و ... مي توان نام برد.

از فکر معلولین هم استفاده کنید

 قاطبه  معلولین ایران اسلامی ازباورمن افراد توانمندی هستند که هرچند بامحدودیتهای گوناگونی درزندگیشان مواجه هستند ودرمقایسه با افراد دیگر جامعه با تبعیضهای شکننده  اجتماعی مواجه می باشند ولی همین محدودیتها خود درخیلی ازافراد که توان هوشی بالایی دارند می تواند سرمنشاء نظریه پردازیها وراهکارهای ابتکاری برای حل معضلات جامعه باشد.

متاسفانه برخیها باورشان این است که معلولین موجوداتی مصرفی وسربارهستند ودرنهایت تنها به عنوان ابزار ازآنها درجهت منافع خود بهره می برند واین درحالیست که ریشه بسیاری از مشکلات جامعه معلولین و سایراقشار جامعه ما درنگاههای مرضی سلیقه ای نهفته است . اگرمن جسم معلولی دارم چرا نباید ازفکر واطلاعات ذهنیم مثل دیگران در ارائه راهکارها وبحثهای بنیادی مرتبط باروز بهره نگیرم!

برخیها باورشان این است که معلولین باید درنهایت ازمشکلاتشان حرف بزنند وازحدود وابستگی خود خارج نگردند!! درحالیکه من به عنوان یک انسان باقابلیت فکری بالا وجسمی معلول به عینه می بینم ریشه تمام فرصت طلبیها وبدبختیها درسیاست زدگی وفرقه گرایی وجناح گراییها نهفته است.

اگر به قانون شهروندی اعتقاد داریم باید به این واقعیت هم اعتقادداشته باشیم که هرشهروندی درچهارچوب قانون حق اظهار نظر دارد ولو به ذایقه جناح حاکم نباشد واتفاقا" جامعه اینچنینی پیشرفت خواهدکرد ولی متاسفانه درعمل می بینیم که برخی مدعیان اجرای قانون وعدالت وانصاف در قضاوتها حتی به وب نوشته های شخصی برخی معلولین توانمند هم رحم نمی کنند

                                   

چرا معلولین از اجتماع گریزانند




 

يك فرد معلول مانند ديگر افراد جامعه با اولين واحد اجتماعي‌ ارتباط برقرار مي‌كند و به نظر مي‌رسد
اين خانواده است كه بايد با آگاهي و مهارت لازم در زمينه محدوديت‌ها و توانمندي‌هاي فرد معلول، گام‌هاي اساسي براي كاهش مشكلات وي بردارد.

با كمال تاسف بايد گفت دو ديدگاه غلط در گذشته در خانواده‌هاي افراد معلول موجب افزايش معضلات اجتماعي معلولان شده است.

ديدگاه اول كه لازم است در آن بيشتر تأمل شود انكار وجود فرد معلول در خانواده است.
برخي از خانواده‌ها كه با مشكل معلوليت فرزند خود روبه‌رو مي‌شوند بي‌آنكه آينده وي را درنظر بگيرند از بيم آنكه مبادا اطرافيان به اين فرد طوري بنگرند كه مايه سرافكندگي خانواده شود سعي مي‌كنند وجود چنين كودكي را در خانواده انكار كنند، يا به عبارت ديگر او را از ديد سايرين پنهان كنند.

به نظر مي‌رسد اين نگرش نه‌تنها مشكلي از آن فرد معلول و خانواده‌اش كم نمي‌كند، بلكه در آينده موجب ايجاد مشكلات عديده‌اي مانند انزواطلبي فرد معلول مي‌شود.

اگر اين ديدگاه جاي خود را به پذيرش واقعيت و نگاه به توانمندي‌هاي فرد معلول دهد مي‌توان با ايجاد فرصت و امكانات براي وي از او به جاي يك فرد منزوي و نيازمند، يك انسان توانمند و موفق ساخت.

البته نبايد انكار كرد كه نقش اساسي در اين راستا برعهده خود فرد معلول است زيرا يك معلول بايد با پذيرش محدوديت‌ها و با باور توانمندي‌هاي خود و بروز آنها با اين ديدگاه مبارزه كند تا بتواند به جايگاه واقعي خود در زندگي برسد.

ديدگاه ديگري كه جا دارد به آن پرداخته شود «نگاه ترحم‌آميز» در برخورد با فرد معلول است كه متاسفانه هم در خانواده و هم در جامعه موجب ايجاد مشكلات بي‌شمار روحي و اجتماعي براي فرد معلول مي‌شود.

البته شايد در نظر طرف مقابل اين رفتار خيرخواهانه و متين باشد، اما نبايد اين موضوع را ناديده گرفت كه فرد معلول هرقدر هم ناتوان باشد اما مانند يك انسان سالم داراي شأن و كرامت انساني است كه بايد حفظ شود. در اينجا لازم است براي روشن‌تر شدن موضوع به چند مورد از اين برخوردها اشاره شود: مثلا خانواده از بيم اينكه فرد معلول با توجه به وضعيتي كه دارد نمي‌تواند به تنهايي براي پيگيري امورات خود از خانه بيرون آيد او را از اين كار باز مي‌دارند و سعي مي‌كنند.

خود اين وظايف را برعهده گيرند يا در انجام وظايف شخصي وي دخالت بي‌مورد مي‌كنند. شايد انگيزه خانواده از اين نوع برخورد با فرد معلول از روي حس كمك و دلسوزي باشد اما باعث مي‌شود فرد معلول نتواند از توانمندي خود براي رفع مشكلاتش بهره گيرد كه اين خود موجب بروز حس بيهودگي و ناتواني بيشتر در فرد معلول مي‌شود.

همچنين برخي از مردم در برخورد با يك معلول بي‌آنكه به توانمندي وي بنگرند وي را فردي ناتوان و بيچاره مي‌بينند و از روي ترحم و دلسوزي فكر مي‌كنند با دادن مقداري پول مي‌توانند كمكي به او كنند يا سعي دارند با به زبان آوردن بعضي جملات ترحم‌آميز نسبت به فرد معلول ابراز همدردي كنند در حالي كه اين‌گونه برخوردها نه‌تنها مشكلي از فرد معلول كم نمي‌كند بلكه موجب بروز تنش‌هاي روحي فراوان براي فرد معلول مي‌شود كه وي بايد علاوه بر تحمل مشكلات جسمي خود اين‌گونه برخوردها را هم تحمل كند. عوامل مختلفي كه در ايجاد چنين نگرش‌هايي نسبت به اينگونه افراد موثر است در اينجا به آنها اشاره مي‌شود:

يكي از اين عوامل را بايد عدم آشنايي جامعه نسبت به توانمندي‌هاي افراد داراي معلوليت دانست. عامل دوم را بايد پخش برخي فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني دانست كه در آنها يا فرد معلول را به عنوان يك انسان ناتوان و بيچاره نشان مي‌دهند يا از شخصيت معلول به عنوان يك سوژه طنزآميز و خنده‌آور بهره مي‌گيرند و عامل سوم را بايد حركات و رفتارهاي غيرمنطقي و غيرمسئولانه برخي معلولان ناآگاه دانست كه بي‌آنكه به توانمندي‌هاي خود توجه كنند براي آنكه بتوانند كمك ناچيزي از ديگران دريافت كنند به كارهاي غيرمعقول مانند تكدي‌گري مي‌پردازند كه اين خود عامل اصلي ايجاد نگرش‌هاي غلط نسبت به افراد معلول است.

براي تفسير اين نگرش‌ها بايد از راهكارهايي بهره گرفت مانند نشان دادن توانمندي‌هاي افراد معلول به جامعه با معرفي معلولان موفق به جامعه از سوي صدا و سيما و بالا بردن سطح آگاهي خانواده‌هاي داراي فرزند معلول نسبت به چگونگي رفتار با اين فرزند.

آموزش افراد معلول نسبت به چگونگي برخورد با معلوليت و ايجاد حس خودباوري و اعتماد به نفس در فرد معلول هم جهت ابراز وجود موثر است.

در جست‌وجوي جايي براي توانمند شدن

هرچند كه جمعيت ثابت دريافت‌كننده خدمات كميته امداد شامل سالمندان نيازمند و معلولان مي‌شود اما به نظر مي‌رسد كه ارگان اختصاصي‌اي با بودجه‌اي مشخص براي كارآفريني و حمايت از بازگشت معلولان به جامعه وجود ندارد.

اين در شرايطي است كه به گفته حسين انواري سرپرست كميته امداد، سالانه حدود 9 ميليون نفر از 3 دهك پايين جامعه به اين نهاد حمايتي مراجعه مي‌كنند. از سوي ديگر سالانه 93 هزار نفر از چرخه حمايت كميته امداد خارج مي‌شوند. انواري با بيان اينكه سالانه حدود يكصد هزار نفر از حوزه خدمات خودكفايي خارج مي‌شوند، در مورد وام‌هاي پرداختي به مددجويان و تاخير پيش آمده در واگذاري وام‌هاي بانكي به آنها، مي‌گويد: وجوهات وام‌هاي واگذار شده، از 2 طريق صندوق وام كميته امداد و تسهيلات بانكي تامين مي‌شود.

مسئولان كميته امداد همچنين بيان مي‌كنند كه نوسانات اقتصادي همواره ضرايب سرويس‌دهي را تغيير مي‌دهد.در سال‌جاري 200 ميليارد تومان به صندوق وام و اشتغال كميته امداد اختصاص يافت.

در سال گذشته نيز حدود 403 ميليارد تومان از بانك‌هاي عامل، وام اشتغال‌زايي دريافت شد كه امسال اين رقم به 10 تا 12 درصد رقم سال گذشته مي‌رسد.بي‌ترديد ايجاد فرصت اشتغال و درآمدزايي براي افراد كم‌توان در راستاي جلوگيري از حضور افرادي كه به عنوان معلول در اجتماع از جايگاه مناسبي برخوردار نيستند و در برخي موارد درچار سرخوردگي نيز مي‌شوند، يكي از راهكارهايي است كه مي‌تواند به توانمند شدن جامعه معلولان كم‌توان يا ناتوان ما كمك كند

 

 

آیا عدالتی وجود دارد

 

  آيا عدالتی برای معلولين اين قشر آسيب پذيرجامعه وجوددارد؟

  هنوز هم يادم می آيد که14 سال پيش زمانی که به عنوان مشاورمدارس بعداز قبولی در آزمون کتبی ومصاحبه تخصصی بانامه معاونت نيروی انسانی آموزش وپرورش راهی محل خدمتم دريکی ازمناطق محروم استان اردبيل شدم .

  با رفتار غيرقابل تصور رياست وقت آن منطقه که متاسفانه فعلا" ازيکی ازمديران مدافع دولت نهم دراردبيل است ومديريت اداره ای باخدمات وسيع را برعهده دارد مواجه شدم .ايشان مرا ازکارگزينی که ابلاغ جديد الاستخدامی خودرا تحويل آنها داده بودم به دفتر خود احضار وگفت راه برويد تامن ببينم و......انگار متخصص ارتوپدی بودند وانگار متخصص فيزيولوژی که به خود اجازه اين فضولی راداده بودند !! چه کار می شد انجام داد منهم راه رفتم تارئيس فضول قانع شود وبعد با يک حالت اکراهی ابلاغ مرا به دبيرستانی زدند ورفتم آنقدر تلاش کردم تا رويشان را کم کردم وبرای خود موقعيتی بسيار بالاتر ازسايرکارکنان درست کردم طوريکه حتی مدارس غيرانتفاعی دعوت به همکاری کردندو....

  بنده در تمام مراحل استخدام به نحوی تلاش ميکردم تامعلوليتم را بيان نکنم چراکه انگار معلول بودن جرم بود !!وانگار عامل تحقير وسرزنشی تلقی می شد وحتی ازخواستن برخی حقوق خود دراوايل صرف نظرميکردم چون می ترسيدم معلوليتم را بزرگ کنند ودرمسيری که درآن قدم برداشته بودم ناکامم گذارندوتا دوسال استخدام آزمايشی همين طوری بلی قربان بود تااينکه ازاين مقطع بگذرم وبه شکر خدا گذشتم .

  ولی سئوال من اين است آيا معلوليت جرم است ؟؟!!که اين گونه تاوانش را بپردازيم !!

  آيا فرديکه با 90درصد معلوليت با رتبه های خوب تحصيل وهمدوش وحتی بالاتر از همسن وسال خود تلاش کرده تا عزت خودرا حفظ کند مستحق اين دلهره واضطراب بود ؟؟!! يا بايستی مورد پذيرش وتکريم مسئولين قرار ميگرفت؟؟!!

  آيا اين بی عدالتيها هنوز ادامه ندارد ؟؟ آيا دلهای انسانهای مستحق تکريم وآبرومند هنوز هم با رفتارهای عجيب وناشيانه وگاها" مغرضانه برخی مديران نالايق درهم شکسته نمی شود ؟!

  من معتقدم معلولين ما در دو عرصه ظالمانه درگير هستند واين دو عرصه متاسفانه آنقدر ظالمانه است که حتی عده ای زيادی در همان ابتدا درهم شکسته می شوند !!

  1- يکی عرصه فقر فرهنگی موجوددر جامعه که متاسفانه حتی دربين مسئولين بهزيستی کرارا" ملاحظه می شود.!!

  2- ديگری محدوديتها ومشکلات عديده معيشتی –فيزيکی وروانی آنها

  من نمی دانم چرا مدعيان عدالت هنوز هم شاهد پرپر شدن غنچه های نوشکفته ای

  هستند که با زبان بی زبانی فرياد ميزنند ودر عنفوان اميد وبالندگی به موجودات وابسته

  تبديل می شوند!!

  آيا وقت آن نرسيده که حداقل قوانين موجود ناقص درمورد آنها اجرايی شوند؟؟!!

 

معلولیت الطاف خداوندی

خدای من چرا ؟

چرا در جامعه ای که خود ا مسلمان مینامیم و از اسلام وعدالت حرف زده میشود همیشه یک عده و آن عده ((معلولین))دوستان خداوند اینقدر مورد بیمهری و کم لطفی قرار میگیرند واین اندازه بدست نسیان وفراموشی سپرده میشوند

نه در دولت ونه در مجلس ونه در جامعه ونه دراستخدام ونه درخدمت رسانی ونه در سرمایه گذاری  حرفی از آنها به میان نمی آید ؟

راستی دلیل چیست ؟

مگر نه اینکه بزرگان ما میفرمایند معلولین نشانه ها    وآیه های خداوند باریتعالی هستند .مگر ا نمیگوییم خواست خداوند این بوده است و مگر نمیگوییم توانایی خداوند یکی از راههای اثباتش همین است  و مگر نمیگوییم که معلول ومعلولییت به این جهان عظمت وزیبایی میبخشد .پس کو ؟ولی من میدانم خداوند به معلولین عشق میورزد وآنها را دوست دارد. چون من این را درک میکنم

مگرما آفریده های همین خدای معلولین نیستیم ،پس چرا ؟

یادم میاد سالی شعار انجمن حمایت از معولین این بود که معلولین فرشتگان عالم ناسوت اند .ولی این فقط یه حرف بود وکجا در ین جامعه به معلول ومعلولییت بها واهمییت داده اند .این شعار میخواست این را بگوید که شاید معلولان از آدمهای سالم بالاترند وتفاوتی با آنها ندارند

اینکه ما میبینیم معلولییت نیست ،چشمهای ما بد میبینند ،این یک نشانه است و دریک کلمه ظاهر افراد که اصلا" ملاک نیست .مشکلی که من دارم صحبت هاوباورهای غلطی است که نسبت به من رواج پیدا کرده ،نگاههای ترحم آمیزی است که به معلولین میشود ،من معلول میتوانم همانند یک انسان عادی وشاید بهتر هم خدمت کنم وعشق بورزم وبسازم واختراع کنم و......

من خود نزیک به 22 سال است در آموزش وپرورش وهمراه وهمگام  آدمهای سالم به کار آموزش دانش آموزان مشغولم ودر بعضی مواقع هم سر تر بودم .بدون از اینکه این آموزش وپرورش بین من ومعلمین دیگر تفاوتی قائل شود که اینخود جای گله دارد وآن را  باید در برابر خداوند پاسخگو باشند .

من چقدر به این جامعه سود ونفع رساندم ومن هم یک معلول ظاهری بودم  پس میتوانم صاد  قانه خدمت کنم و...   

فقط باید نگاهها ونگرشها عوض شوند .که سخت میبینم                                               

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 13:47  توسط بهرام پارسا  |  GetBC(49);

 

چگونه با افراد دارای معلوليت برخورد کنيم





  ●اجازه ندهيد ترس و ترديد مانع ارتباط شما با فرد دارای معلوليت گردد!

  ترس از ناآگاهی و کمبود دانش لازم جهت برخورد در ملاقات با فرد معلول باعث ايجاد اضطراب می شود.

  يادمان باشد: فرد دارای معلوليت، دارای احساس است. بنابراين همان طور با او رفتار کنيم که دوست داريم با خودمان رفتار شود.

  سعی کنيد هميشه معلوليت فرد را نبينيد. چنانچه فردی غير طبيعی و متفاوت رفتار می کند، شما در برخورد، خودتان باشيد و اجازه دهيد منطق و دوستی موانع احتمالی را از ميان بردارند.

  ● اصول اوليه ی شيوه ی رفتار

  1. از پرسش سؤالات شخصی در مورد معلوليت فرد اجتناب کرده و اگر ضرورتی وجود دارد، محتاطانه و محترمانه سؤال مورد نظر را طرح نماييد. در صورتی که فرد تمايلی به پاسخگويی ندارد، به بحث در اين ارتباط ادامه ندهيد.

  2. توجه نماييد که فرد دارای معلوليت ممکن است برای انجام کار يا بيان مسأله ای نياز به زمان بيشتری نسبت افراد غير معلول داشته باشد.

  3. پيشنهاد کمک خود را مؤدبانه و صبورانه طرح نموده و تا زمان پذيرش آن توسط شخص صبر کنيد. در مورد نحوه ی کمک حتماً به توضيحات فرد گوش کرده يا در صورت نياز از او سؤال نماييد.

  4. هنگامی که درصدد برگزاری يک جلسه ، ملاقات و... هستيد، امکاناتی که فرد دارای معلوليت نياز دارد را فراهم کنيد و چنانچه در اين زمينه مانعی وجود دارد که قابل رفع نيست پيش از آمدن فرد، به او اطلاع دهيد.

  5. به حق استفاده ی افراد دارای معلوليت از محل پارک ويژه ی ماشين، احترام بگذاريد.

  ● نوشتن يا سخن گفتن در مورد معلوليت...

  1. فقط به هنگام ضرورت و در جای مناسب به معلوليت فرد، رجوع نماييد.

  2. در سخن گفتن از ادبياتی استفاده نماييد که به شخص، جدا از نوع معلوليت او اشاره کند. (مثلاً بهتر است بجای "معلول" از عبارت "فرد دارای معلوليت" استفاده کنيم.)

  3. واژگان زير نبايد در بافت مربوط به معلوليت به کار روند زيرا مفهوم منفی داشته و موجب القای حس ناتوانی به فرد می گردند:

  عليل، محدود به ويلچر، ناقص، ناتوان، سالم، قربانی، فلج، رنجور از، بيمار

  4. از واژگانی که نشان دهنده ی خاص بودن افراطی، شجاعت بی نهايت و يا اَبر انسان بودن افراد دارای معلوليت هستند، پرهيز کنيد.

 

  راهنمــايـی جهت کاربــــرد زبان منــاسب

  ● ملاقات و صحبت با فرد دارای معلوليت

  1. دست دادن، هميشه شيوه ی استاندارد آغاز يک گقتگو نيست. اگر ترديد داريد، از فرد بپرسيد که آيا مايل به دست دادن است يا نه. لبخند و عبارات معمول احوال پرسی برای آغاز صحبت مناسب ترند.

  2. با همراهان فرد دارای معلوليت سخن نگوييد، بلکه مستقيماً با خود او حرف بزنيد.

  3. در مورد معلوليت فرد تا زمانی که خودش نمی خواهد يا به بحث مرتبط نيست، صحبت نکنيد.

  4. با افراد دارای معلوليت بزرگسال، مانند ديگر بزرگسالان برخورد کنيد و با لحن کودکانه ( کمتر از سن شان) با آنها سخن نگوييد.

  5. صبر و توجه کامل داشته باشيد به خصوص در مواردی که فرد به آهستگی يا با مشقت بسيار صحبت می کند.

  6. هرگز تظاهر نکنيد آنچه فرد می گويد را درک کرده ايد بلکه از او بخواهيد حرف خود را تکرار کند و چنانچه متوجه نَشديد از ابزار نوشتن استفاده کنيد.

  7. در ارتباط با افراد دارای معلوليت می توان از اصطلاحات معمول روزمره و ديگر عباراتی که همه به کار می برند مانند: "به زودی می بينمت" استفاده کرد.

  8. اگر در ارتباط با فرد، مرتکب اشتباهی شديد آرامش خود را حفظ کرده و عذرخواهی نماييد، سعی کنيد شوخ طبع باشيد و تمايل خود را به ايجاد ارتباط نشان دهيد.

  ● شيوه ی برخورد با افرادی که دارای اختلالات يادگيری يا کم توانی ذهنی می باشند.

  1. ساده ارتباط برقرار کرده و عبارات يا سؤال خود را به روشنی بيان نماييد.

  2. هنگامی که فرد به شما پاسخ می دهد، تمرکز و توجه داشته باشيد.

  3. به شخص فرصت دهيد تا آنچه را در ذهن دارد، بيان کرده يا نشان دهد.

  ● شيوه ی برخورد با افردای که از صندلی چرخ دار استفاده می کنند.

  1. صندلی چرخ دار را تا زمانی که فرد، خودش نخواسته نگه نداريد يا هل ندهيد. صندلی چرخ دار بخشی از فضای شخصی صاحب آن محسوب می شود.

  2. برای صحبت کردن با شخصی که روی صندلی چرخ دار است مقابل چشمان فرد، نشسته يا بر روی زانوانتان قرار بگيريد.

  3. پيش از اينکه شخص به محل ديدار با شما برسد، برای سهولت حرکت صندلی چرخ دار، مبلمان يا صندلی ها را جابه جا کنيد.

  4. شخص را در مورد محل قرار گرفتن توالت، تلفن و آبخوری ويژه ی معلولين راهنمايی کنيد.

  5. هنگامی که فرد دارای صندلی چرخ دار را در مسيری راهنمايی می کنيد، مسائلی چون فاصله، شرايط آب و هوا و موانع فيزيکی (حصارها، پله ها، برآمدگی های شيب دار و...) را در نظر بگيريد.

  ● شيوه ی صحبت با افرادی که دارای ناشنوايی يا کم شنوايی هستند.

  1. به فرد اجازه دهيد تا خودش چگونگی و نوع برقراری ارتباط اعم از استفاده از لب خوانی، زبان اشاره و يا کاربرد نوشتار را تعيين کند.

  2. حتی در مواقعی که رابط ناشنوايان حاضر است، خطاب به فرد ناشنوا صحبت کنيد.

  3. چنانچه شخص قادر به لب خوانی ست به روشنی و با سرعتی متوسط ، مستقيماً با او سخن بگوييد.

  4. در ارتباط با برخی از افراد دارای اختلال شنوايی بهتر است از جملات ساده تر، حرکات چهره و زبان ايما و اشاره ی بدن استفاده نماييم.

  شيوه ی برخورد با فردی که اختلال در تکلم دارد.

  1. در صحبت با چنين فردی توجه داشته، صبور باشيد و برای تکميل کلام و تفکر فرد به او فرصت دهيد، سعی در پايان دادن به صحبت های او نداشته باشيد.

  2. چنانچه متوجه نشديد، از او بخواهيد کلام خود را تکرار کند و آنچه شنيده ايد را بيان کرده تا دريابيد که آيا به درک گفته ی فرد نزديک شده ايد يا خير.

  3. برای استفاده از ابزاری که به سهولت برقراری ارتباط و پيشرفت گفتگو کمک می کنند آمادگی داشته، همچنين در ايجاد ارتباط با شخصی که برای صحبت، تخته ی الفبا يا کامپيوتر مجهز به برنامه ی گفتار ترکيبی به کار می برد، اضطراب نداشته باشيد.

 

  ● شيوه ی برخورد با افردای که دارای نابينايی، کم بينايی يا معلوليتی هستند که بينايی شان را دچار اختلالاتی کرده است؛

  1. هنگام آغاز مکالمه، اطمينان حاصل نماييد که فرد شما را شناخته، در غير اين صورت خودتان و افراد ديگری را که احتمالاً به همراه داريد، معرفی کنيد.

  2. بدون دليل و خداحافظی فرد را ترک نکنيد.

  3. هنگام راهنمايی فرد دچار اختلالات بينايی هرگز او را هل ندهيد يا نکشيد. اجازه دهيد فرد خودش بازوی شما را گرفته سپس با فاصله ی بسيار کمی از او حرکت کنيد تا بتوانيد هنگام نزديک شدن به درها، پله ها و موانع شخص را آگاه ساخته و به محل آنها اشاره نماييد.

  4. چنانچه با فرد وارد فضايی می شويد، در مورد محيط و محل قرار گرفتن صندلی ها توضيح دهيد.

  5. در مورد جايگاه قرار گرفتن اشيا توضيح دقيق دهيد. (مثلاً : در يک و نيم متری شما ، در جهت عقربه های ساعت يک صندلی قرار دارد.)

 

 

 

 

معلولین


ادامه نوشته