يك فرد معلول مانند ديگر افراد جامعه با اولين واحد اجتماعي‌ ارتباط برقرار مي‌كند و به نظر مي‌رسد
اين خانواده است كه بايد با آگاهي و مهارت لازم در زمينه محدوديت‌ها و توانمندي‌هاي فرد معلول، گام‌هاي اساسي براي كاهش مشكلات وي بردارد.

با كمال تاسف بايد گفت دو ديدگاه غلط در گذشته در خانواده‌هاي افراد معلول موجب افزايش معضلات اجتماعي معلولان شده است.

ديدگاه اول كه لازم است در آن بيشتر تأمل شود انكار وجود فرد معلول در خانواده است.
برخي از خانواده‌ها كه با مشكل معلوليت فرزند خود روبه‌رو مي‌شوند بي‌آنكه آينده وي را درنظر بگيرند از بيم آنكه مبادا اطرافيان به اين فرد طوري بنگرند كه مايه سرافكندگي خانواده شود سعي مي‌كنند وجود چنين كودكي را در خانواده انكار كنند، يا به عبارت ديگر او را از ديد سايرين پنهان كنند.

به نظر مي‌رسد اين نگرش نه‌تنها مشكلي از آن فرد معلول و خانواده‌اش كم نمي‌كند، بلكه در آينده موجب ايجاد مشكلات عديده‌اي مانند انزواطلبي فرد معلول مي‌شود.

اگر اين ديدگاه جاي خود را به پذيرش واقعيت و نگاه به توانمندي‌هاي فرد معلول دهد مي‌توان با ايجاد فرصت و امكانات براي وي از او به جاي يك فرد منزوي و نيازمند، يك انسان توانمند و موفق ساخت.

البته نبايد انكار كرد كه نقش اساسي در اين راستا برعهده خود فرد معلول است زيرا يك معلول بايد با پذيرش محدوديت‌ها و با باور توانمندي‌هاي خود و بروز آنها با اين ديدگاه مبارزه كند تا بتواند به جايگاه واقعي خود در زندگي برسد.

ديدگاه ديگري كه جا دارد به آن پرداخته شود «نگاه ترحم‌آميز» در برخورد با فرد معلول است كه متاسفانه هم در خانواده و هم در جامعه موجب ايجاد مشكلات بي‌شمار روحي و اجتماعي براي فرد معلول مي‌شود.

البته شايد در نظر طرف مقابل اين رفتار خيرخواهانه و متين باشد، اما نبايد اين موضوع را ناديده گرفت كه فرد معلول هرقدر هم ناتوان باشد اما مانند يك انسان سالم داراي شأن و كرامت انساني است كه بايد حفظ شود. در اينجا لازم است براي روشن‌تر شدن موضوع به چند مورد از اين برخوردها اشاره شود: مثلا خانواده از بيم اينكه فرد معلول با توجه به وضعيتي كه دارد نمي‌تواند به تنهايي براي پيگيري امورات خود از خانه بيرون آيد او را از اين كار باز مي‌دارند و سعي مي‌كنند.

خود اين وظايف را برعهده گيرند يا در انجام وظايف شخصي وي دخالت بي‌مورد مي‌كنند. شايد انگيزه خانواده از اين نوع برخورد با فرد معلول از روي حس كمك و دلسوزي باشد اما باعث مي‌شود فرد معلول نتواند از توانمندي خود براي رفع مشكلاتش بهره گيرد كه اين خود موجب بروز حس بيهودگي و ناتواني بيشتر در فرد معلول مي‌شود.

همچنين برخي از مردم در برخورد با يك معلول بي‌آنكه به توانمندي وي بنگرند وي را فردي ناتوان و بيچاره مي‌بينند و از روي ترحم و دلسوزي فكر مي‌كنند با دادن مقداري پول مي‌توانند كمكي به او كنند يا سعي دارند با به زبان آوردن بعضي جملات ترحم‌آميز نسبت به فرد معلول ابراز همدردي كنند در حالي كه اين‌گونه برخوردها نه‌تنها مشكلي از فرد معلول كم نمي‌كند بلكه موجب بروز تنش‌هاي روحي فراوان براي فرد معلول مي‌شود كه وي بايد علاوه بر تحمل مشكلات جسمي خود اين‌گونه برخوردها را هم تحمل كند. عوامل مختلفي كه در ايجاد چنين نگرش‌هايي نسبت به اينگونه افراد موثر است در اينجا به آنها اشاره مي‌شود:

يكي از اين عوامل را بايد عدم آشنايي جامعه نسبت به توانمندي‌هاي افراد داراي معلوليت دانست. عامل دوم را بايد پخش برخي فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني دانست كه در آنها يا فرد معلول را به عنوان يك انسان ناتوان و بيچاره نشان مي‌دهند يا از شخصيت معلول به عنوان يك سوژه طنزآميز و خنده‌آور بهره مي‌گيرند و عامل سوم را بايد حركات و رفتارهاي غيرمنطقي و غيرمسئولانه برخي معلولان ناآگاه دانست كه بي‌آنكه به توانمندي‌هاي خود توجه كنند براي آنكه بتوانند كمك ناچيزي از ديگران دريافت كنند به كارهاي غيرمعقول مانند تكدي‌گري مي‌پردازند كه اين خود عامل اصلي ايجاد نگرش‌هاي غلط نسبت به افراد معلول است.

براي تفسير اين نگرش‌ها بايد از راهكارهايي بهره گرفت مانند نشان دادن توانمندي‌هاي افراد معلول به جامعه با معرفي معلولان موفق به جامعه از سوي صدا و سيما و بالا بردن سطح آگاهي خانواده‌هاي داراي فرزند معلول نسبت به چگونگي رفتار با اين فرزند.

آموزش افراد معلول نسبت به چگونگي برخورد با معلوليت و ايجاد حس خودباوري و اعتماد به نفس در فرد معلول هم جهت ابراز وجود موثر است.

در جست‌وجوي جايي براي توانمند شدن

هرچند كه جمعيت ثابت دريافت‌كننده خدمات كميته امداد شامل سالمندان نيازمند و معلولان مي‌شود اما به نظر مي‌رسد كه ارگان اختصاصي‌اي با بودجه‌اي مشخص براي كارآفريني و حمايت از بازگشت معلولان به جامعه وجود ندارد.

اين در شرايطي است كه به گفته حسين انواري سرپرست كميته امداد، سالانه حدود 9 ميليون نفر از 3 دهك پايين جامعه به اين نهاد حمايتي مراجعه مي‌كنند. از سوي ديگر سالانه 93 هزار نفر از چرخه حمايت كميته امداد خارج مي‌شوند. انواري با بيان اينكه سالانه حدود يكصد هزار نفر از حوزه خدمات خودكفايي خارج مي‌شوند، در مورد وام‌هاي پرداختي به مددجويان و تاخير پيش آمده در واگذاري وام‌هاي بانكي به آنها، مي‌گويد: وجوهات وام‌هاي واگذار شده، از 2 طريق صندوق وام كميته امداد و تسهيلات بانكي تامين مي‌شود.

مسئولان كميته امداد همچنين بيان مي‌كنند كه نوسانات اقتصادي همواره ضرايب سرويس‌دهي را تغيير مي‌دهد.در سال‌جاري 200 ميليارد تومان به صندوق وام و اشتغال كميته امداد اختصاص يافت.

در سال گذشته نيز حدود 403 ميليارد تومان از بانك‌هاي عامل، وام اشتغال‌زايي دريافت شد كه امسال اين رقم به 10 تا 12 درصد رقم سال گذشته مي‌رسد.بي‌ترديد ايجاد فرصت اشتغال و درآمدزايي براي افراد كم‌توان در راستاي جلوگيري از حضور افرادي كه به عنوان معلول در اجتماع از جايگاه مناسبي برخوردار نيستند و در برخي موارد درچار سرخوردگي نيز مي‌شوند، يكي از راهكارهايي است كه مي‌تواند به توانمند شدن جامعه معلولان كم‌توان يا ناتوان ما كمك كند