قاطبه  معلولین ایران اسلامی ازباورمن افراد توانمندی هستند که هرچند بامحدودیتهای گوناگونی درزندگیشان مواجه هستند ودرمقایسه با افراد دیگر جامعه با تبعیضهای شکننده  اجتماعی مواجه می باشند ولی همین محدودیتها خود درخیلی ازافراد که توان هوشی بالایی دارند می تواند سرمنشاء نظریه پردازیها وراهکارهای ابتکاری برای حل معضلات جامعه باشد.

متاسفانه برخیها باورشان این است که معلولین موجوداتی مصرفی وسربارهستند ودرنهایت تنها به عنوان ابزار ازآنها درجهت منافع خود بهره می برند واین درحالیست که ریشه بسیاری از مشکلات جامعه معلولین و سایراقشار جامعه ما درنگاههای مرضی سلیقه ای نهفته است . اگرمن جسم معلولی دارم چرا نباید ازفکر واطلاعات ذهنیم مثل دیگران در ارائه راهکارها وبحثهای بنیادی مرتبط باروز بهره نگیرم!

برخیها باورشان این است که معلولین باید درنهایت ازمشکلاتشان حرف بزنند وازحدود وابستگی خود خارج نگردند!! درحالیکه من به عنوان یک انسان باقابلیت فکری بالا وجسمی معلول به عینه می بینم ریشه تمام فرصت طلبیها وبدبختیها درسیاست زدگی وفرقه گرایی وجناح گراییها نهفته است.

اگر به قانون شهروندی اعتقاد داریم باید به این واقعیت هم اعتقادداشته باشیم که هرشهروندی درچهارچوب قانون حق اظهار نظر دارد ولو به ذایقه جناح حاکم نباشد واتفاقا" جامعه اینچنینی پیشرفت خواهدکرد ولی متاسفانه درعمل می بینیم که برخی مدعیان اجرای قانون وعدالت وانصاف در قضاوتها حتی به وب نوشته های شخصی برخی معلولین توانمند هم رحم نمی کنند